اشعارسنگ(قبر)مزارمذهبی

نوشته شده توسط ali. منتشر شده در اشعار

بنام خداوند جان وخرد 

شعر سنگ (قبر) مزار پاسارگاد

5100561 0912

2121467 0912

 

 



شهادت سرآغاز پایندگی است
نترسم زمرگی که خود زندگیست


 

شهیدان قصه پر سوز عشقند

شهیدان شمع عالم سوز عشقند

شهیدان راهیان کوی یارند
شهیدان عاشق و خونین تبارند


 

اشعار سنگ (قبر)مزار پاسارگاد

2121467 0912

5100561 0912


شهید آسوده و راحت بمیرد 
به سوی آسمانها پر بگیرد
جدا چون گشت مرغ روحش ازجان
بسوی آسمانها پربگیرد
شهید اسطوره تقوا و دین است
ز طغیان گر کلاه و سر بگیرد
خوشا وارسته ای وقت شهادت
حسینش را چو جان در بر بگیرد



خدایا کن اجابت این دعایم
که باشد افتخاری از برایم
بروز حشر ای خلاق سبحان
شوم محشور با جمع شهیدان



شهیدان نامه ی گلگون نوشتند
شهادت نامه را با خون نوشتند
بنازم اینهمه ایمان و ایثار
بتاریخ جهان قانون نوشتند



شعر سنگ(قبر) مزار پاسارگاد

5100561 0912

2121467 0912
آخرین درس تکامل تو به انسان دادی 
جان خود در ره این درس بجانان دادی
خون خود جوهر این دفتر ایمان کردی
درس ایثار و شهادت تو به انسان دادی




هشدار که یارناامیدی نشوی
زنهار که غرق در پلیدی نشوی
رفتند حسینیان و گلگون کفنان
هشیار در این عرصه یزیدی نشوی



بگذارید که بر خاک شهیدان گریم
سوز دل گویم و با ناله و افغان گریم
در سپیده دم آزادی و آغاز بهار
جای احمد نگرم،همره باران گریم


شعرسنگ مزار پاسارگاد

2121467 0912

5100561 0912
بر خیز و ببین صحنه ایثار شهید
بر خیز و ببین نخل گهر بار شهید
گر فکر کنی شهید رفت از برما
کوته نظری، مرده مپندار شهید




در دیده دل جلوه گرت می بینم
هر لحظه به شکل دگرت می بینم
هر بار که در دیده ی دل میگذری
از بار دگر خوبترت می بینم


 

از خوان خون گذشتند صبح ظفر سواران

پیغام فتح دادندآن سوی جبهه یاران

گلگونه شهیدان ، با خون گل بشویند

تا سرخ تر نماید رخسار روزگاران

 


 اشعارسنگ(قبر)مزارپاسارگاد

5100561 0912

2121467 0912

 

 

شهیدم من که با نیروی ایمان

به حکم رهبر و فرمان یزدان

دفاع از کشور اسلام نمودم

در این ره جان خود قربان نمودم


 

جان را نثار معشوق پروانه سان نمودند

تا شمع محفل عشق گردد بسی فروزان

بشنو از آن شهیدان (فزت و رب الکعبه)

چون از ازل ببستند بالایزال پیمان

 


 

 

شهات، راهشان شد، ره دلخواهشان شد

منای سرخ سنگر، چو قربانگاهشان شد


 اشعار سنگ (قبر)مزار پاسارگاد

2121467 0912

5100561 0912



 


 

ای جوان ای کشته اسلام و دین

خون پاکت ریخته شد در راه قرآن مبین

نام نیکویت علی است و امیر

تو شهید سنگری ای پاسدار دلیر

 


 

پاسدارم و هرگز نکنم پشت به میدان

گر سر برود من نروم از سر پیمان


 

یا رب دلم از غم حسین محزون کن

در سینه ما محبتش افزون کن

جز مهر حسین هر آنچه باشد به دلم

خون ساز و زدیده ام بیرون کن

 


 اشعار سنگ مزار پاسارگاد

5100561 0912

2121467 0912



 

آنانکه غمت بجان خریدند حسین

یکباره دل از جهان بریدند حسین

افسوس که گلگون کفنان ایران

جان داده و کربلا ندیدند حسین


 

از بهر وطن ما ز سرو جان گذشتیم

مادر تو مکن گریه کن مرغ چمنم من

ای ملت ایران شهید وطنم من

آراسته جوانم که خونین کفنم من

 


 

 

مادر هیچ مکن گریه تو درباره ی من

پیروی از ره حق است ره چاره ی من

حمد ولله که شده رخت شهادت به تنم

نور محض است کنون منزل همواره من

 


 



اشعار سنگ(قبر)مزار پاسارگاد

2121467 0912 

5100561 0912
شهیدان شاهدان زنده هستند
چو خورشید جهان تابنده هستند
شهیدان گر چه رفتنداز بر ما 
ولی در قلب ما پاینده هستند



ما که شهیدان بخون خفته ایم 
با عمل خود به جهان گفته ایم
یا شرف و زندگی و افتخار
یا تن و جان را به ره حق نثار



پدر جان کربلا را یاد آور
حسین سر جدا را یاد آور
نشینی در کنار مرقد من
شهید نینوا را یاد آور


 


اشعار سنگ مزار پاسارگاد

5100561 0912

2121467 0912

میگفت کفن به جسم پاکم نکنید
غافل ز مسیر تابناکنم نکنید
بر سینه ی آسمان حق جایم بود
خورشیدم من ،اسیر خاکم نکنید



شهیدان جمله کوچیدند و رفتند
چو دریایی خروشیدند و رفتند
شبی خفته میان حجله خون
ردای سرخ پوشیدند و رفتند




شهیدان نامه اینبا رنگ خونند
ز خطر و نامه ودفتر برونند
سر آغازش بنام سرخ هابیل
ختامش راندانم چند و چوننند



ردائی سرخ و گلگون داشت آن یار
دلی عاشق چو مجنون داشت آن یار
شفق بر سر خی او غبطه میخورد
تو گویی ریشه در خون داشت آن یار


 


اشعار سنگ (قبر)مزار پاسارگاد

2121467 0912

5100561 0912
ایران یولندا من جان وردم
گله دگدی شهید اولدم قان وردم
دیون منه هیچکس آغلامایسین
یونا گورا، من اسلاما جان وردم



یا رب شهیدان در شهادت چه دیدند
کز ما بریده سوی تو هجرت گزیدند
در راه اسلام و یقین از جان گذشتند
پیمان سرخ خویش را با خون نوشتند


معراج حسین و قتلگاه ایست اینجا
سرچشمه جویبار ماه است اینجا
بر غربت گل خدا گواه است اینجا
مرغان حرم بال بخون می سایند


 


شعر سنگ(قبر)مزار پاسارگاد

5100561 0912

2121467 0912 

 

مامم گفت از اسلام  باید تا کنم یاری
نهادم جان به کف دل را چو با حق آشنا کردم


شکفته گلشن قرآن به سینه جانها
دمیده تا بدم ما دم بهار شهید
زخاک زاده شدم من چه دانم از اسرار
قلم شسکت چو بنوشت اعتبار شهید



در عرصه عشق سبز پوشت دیدم 
در پهنه رزم سخت کوشت دیدم
سردار بسیج عاشقان در شب وصل
همسنگ یلان جرعه نوشت دیدم




من آن شمعم که خاکستر ندارم
شهید مکتبم پیکر ندارم 



دوست دارم تشنه لب باشم به هنگام شهادت
جرعه ای نوشم ز دست ساقی کوثر بمیرم
دوست دارم چهره ی مهدی زهرا را ببینم 
با تبسم بر در آن حجت اکبر بمیرم


 

 


اشعار سنگ (قبر)مزار پاسارگاد

2121467 0912

5100561 0912

خون شد دلم خدایا رحمی نما بحالم
از دوری رفیقان آشفته شد خیالم 
همچون پرنده عاشق پرواز عشق من بود
اندر غم شهیدان بشکست هر دو بالم 



حسین ما امین عاشقان بود
زعشق حق دلش آتشفشان بود
تمنای وصال دوست میکرد
شهادت از جبین او عیان بود



ردائی سرخ و گلگون داشت آن یار
دلی عاشق چو مجنون داشت آن یار
شفق بر سرخی او غبطه می خورد
تو گویی ریشه در خون داشت آن یار


 


اشعارسنگ(قبر)مزارپاسارگاد

5100561 0912

2121467 0912

عزیزانم سر و جانم براه حق فدا کردم
به حق پیوستم و خود را از نا حقها جدا کردم
امامم گفت از اسلام  باید تا کنم یاری
نهادم جان به کف دل را چو با حق آشنا کردم




نمیخواهم به ناکامی در این بستر بمیرم من
که باید بر فراز برترین سنگر بمیرم من
میان بستری از خون خصم و خاک ایرانم
به پیکاری زهر پیکار خونین تر بمیرم من




شهادت افتخارت بود مسعود
سعادت هم که یارت بود مسعود
قدم درراه مولایت نهادی
حسین اندر کنارت بود مسعود


 


اشعارسنگ(قبر)مزارپاسارگاد

2121467 0912

5100561 0912 

این است تمام آرزویم 
سازش نکنید با عدویم
 
خصم زبون چو روح از من گرفت
مولایم سرم به دامن گرفت




درعرصه گاه ایثار آواز خون چو خواندیم 
درسنگر شهادت چه با افتخار ماندیم




گلگون کفنان راه رهبر مائیم
بگذشته زجان بی تن و سرمائیم


 

 


اشعارسنگ(قبر)مزارپاسارگاد

5100561 0912

2121467 0912


از آتش جنگ گر چه در تاب و تبیم
غم نیست که ما جمله شهادت طلبیم



آتش که مرا شناخت کامل
یکدم نشود زجنگ غافل




آنکس که زمن گرفته الگو
پر شور به جبهه می کند رو



آنانکه مرا بیاد دارند
رو بر هدف جهاد دارند



آنانکه کنند یاد ما را 
خالی نکنند جبهه ها را 


 


شعرسنگ(قبر)مزارپاسارگاد

5100561 0912

2121467 0912

این است تمام آرزویم 
سازش نکنید با عدویم



درس از من و این قیام گیرید

از دشمنان انتقام گیرید

رسالت عاشورا پیام مکتب ما
لبیک یا امام است همیشه بر لب ما 

در سینه ما ریا نباشد
جز حسرت کربلا نباشد



بخون رنگین اگر شد پیکر من 
بدارا حق سلامت رهبر من 


اشعارسنگ(قبر)مزارپاسارگاد

2121467 0912

5100561 0912
نمی خواهم که نامم را بدانند
شهید راه اسلامم بخوانند



خاکیان را درحریم پاک آنان راه نیست
در جوار خالق یکتا مکان دارد شهید



دلم چون با حسینم خورده پیوند
حسین آسا زدم بر مرگ لبخند


اشعارسنگ(قبر)مزارپاسارگاد

2121467 0912

5100561 0912


نماز در دریای خون بر پا نمودند
سجده بسوی خاک کربلا نمودند



شهید پاره پاره پیکرم من
غلام جان نثار رهبرم من




رسالت عاشورا پیام مکتب ما
لبیک یا امام است همیشه بر لب ما 



اگر به دریای خون چنین معطر گشتیم
ما از فرات آمدیم ، از علقمه برگشتیم



جان گرانبها را تا که بحق سپردیم
اگر چه غرق خونیم ولی هرگز نمردیم


 اشعارسنگ(قبر)مزارپاسارگاد

 

5100561 0912

 

 2121467 0912

 

 

عاقبت زین دارفانی پرکشیدم یاحسین